چه چیزی باعث OCD می شود
علیرغم طیف وسیعی از نظریه ها و تحقیقات قابل توجه، دانشمندان تاکنون نتوانسته اند علت قطعی برای اینکه چرا یک فرد به اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) مبتلا می شود، شناسایی کنند.
با این حال، تئوری های زیادی پیرامون علل بالقوه OCD وجود دارد که شامل یکی از یا ترکیبی از هر دو می شود. عصببیولوژیکی، ژنتیکی، رفتارهای آموختهشده، حاملگی، عوامل محیطی یا رویدادهای خاصی که باعث ایجاد اختلال در یک فرد خاص در یک مقطع زمانی خاص میشود.
ما برخی از نظریه های پیشنهادی را در این صفحه خلاصه می کنیم، اما قبل از شروع مهم است که روشن کنیم که این فقط یک نظریه است.
توضیحات زیادی در مورد اینکه چرا افراد مبتلا به OCD می شوند وجود دارد. برخی استدلال کرده اند که این ارثی است، در حالی که برخی دیگر گفته اند که رویدادهای زندگی می توانند باعث آن شوند. برخی دیگر معتقدند که علت آن عدم تعادل شیمیایی در مغز است. افراد مختلف، محققان مختلف توضیحات مختلف را مفیدتر از دیگران می دانند. اما نکته اینجاست، ما به سادگی نمی دانیم!
بنابراین اجازه دهید برخی از آن توضیحات را خلاصه کنیم.
عوامل بیولوژیکی
برخی از محققان سلامت روان ما را تشویق کرده اند که به تحقیق در مورد اسکن مغز و موارد مشابه فکر کنیم که نشان می دهد OCD با یک علت ژنتیکی یا بیولوژیکی مرتبط است. این تحقیق اغلب بر حسب عدم تعادل شیمیایی در مغز، مدارهای معیوب مغز یا نقص های ژنتیکی توصیف می شود.
با این حال، علیرغم تشخیص اینکه بخشهای خاصی از مغز در مبتلایان به OCD متفاوت است، در مقایسه با افراد غیرمبتلا، هنوز مشخص نیست که این تفاوتها چگونه با مکانیسمهای دقیق OCD مرتبط هستند.
مطالعات تصویربرداری مغز به طور مداوم الگوهای جریان خون متفاوتی را در بین افراد مبتلا به OCD در مقایسه با گروه کنترل نشان داده است و مناطق قشر مغز و عقده های قاعده ای به شدت دخیل هستند. با این حال، مطالعات متاآنالیز بعدی نشان داد که تفاوت بین افراد مبتلا به OCD و افراد سالم به طور مداوم فقط در شکنج مداری و سر هسته دمی مشاهده می شود.
بنابراین بله، در حالی که این درست است که می گویند گاهی اوقات افراد مبتلا به OCD فعالیت مغزی متفاوتی دارند، می توان استدلال کرد که چنین چیزی قابل انتظار است.
اسکن مغز به الگوهای مختلف فعالیت در مغز حساس است و به عنوان مثال می تواند تفاوت را از نظر نحوه واکنش مغز بین نوازندگان متخصص گوش دادن به موسیقی و افرادی که دانش خاصی از موسیقی ندارند، تشخیص دهد.
این نواحی از مغز در محیطهای خاصی که فرد نگران است، مرتبط میشوند و «روشن» میشوند. بنابراین تعجب آور نیست که بین افراد مبتلا به OCD و افراد فاقد تفاوت های فعال سازی مغز وجود دارد. این بدان معنا نیست که OCD یک بیماری بیولوژیکی است.
پانداها
یافتهای در سال 1998 عقدههای قاعدهای را بهعنوان یک منطقه کلیدی مغز در OCD با کشف این که در زیرگروهی از کودکان مبتلا به OCD، این اختلال ممکن است توسط عفونتها ایجاد شده باشد، دخیل دانست.
عفونتهای استرپتوککی باعث ایجاد یک پاسخ ایمنی میشوند که در برخی افراد آنتیبادیهایی تولید میکند که با گانگلیونهای پایه واکنش متقابل دارند. توضیح این بود که برخی از کودکان پس از عفونت شدید گلودرد استرپتوکوکی شروع به نشان دادن علائم OCD می کنند. تصور میشود که پاسخ طبیعی بدن به عفونت، یعنی تولید آنتیبادیهای خاص، زمانی که به قسمتهایی از مغز هدایت میشود، ممکن است به نوعی با اختلالات D یوروروانی D اتوایمیون P اطفال مرتبط با عفونت ترپتوکوکی S ( PANDAS) مرتبط باشد .
این مکانیسم ممکن است زیر گروه کودکانی را توضیح دهد که OCD در آنها پس از عفونت استرپتوکوک ایجاد میشود و با عفونتهای مکرر بدتر میشود. با این حال، مطالعه بعدی در سال 2004 هیچ ارتباطی بین عفونت های بعدی و تشدید علائم پیدا نکرد.
آنچه ما می دانیم این است که اگر OCD ناشی از عفونت گلودرد استرپتوکوکی باشد، علائم به سرعت شروع می شوند، احتمالاً ظرف یک یا دو هفته.
بنابراین ممکن است PANDAS در حالی که دلیلی برای OCD نیست، علائمی را در کودکانی که از قبل مستعد ابتلا به این اختلال هستند، ممکن است از طریق ژنتیک یا سایر توضیحات علت ایجاد کند.
عوامل ژنتیکی
به طور کلی، مطالعات ژنتیکی تمایل به اضطراب را در خانواده ها نشان می دهد، اگرچه این احتمالاً جزئی است.
برخی تحقیقات به این احتمال اشاره میکنند که مبتلایان به OCD یکی از اعضای خانواده مبتلا به OCD یا یکی از اختلالات دیگر در «طیف» OCD داشته باشند. در سال 2001، یک بررسی متا تحلیلی گزارش داد که احتمال ابتلا به OCD در یک فرد مبتلا به OCD، 4 برابر بیشتر از افرادی است که این اختلال را ندارند.
این و سایر مطالعات احتمال شیوع خانوادگی OCD را افزایش داده و منجر به جستجویی برای شناسایی عوامل ژنتیکی خاصی شده است که ممکن است درگیر باشند. S با این حال، علیرغم تکثیر مطالعات، و ده ها نامزد بالقوه ژن پیشنهاد شده، محققان تاکنون نتوانسته اند یک ژن کاندید ثابت مسئول OCD را شناسایی کنند.
همچنین باید به خاطر داشت که بسیاری از مبتلایان OCD را در هیچ جای دیگر خانواده خود یا حتی سایر مشکلات اضطرابی را شناسایی نمی کنند. این نظریه را میتوان بر اساس صحبت با دوقلوهای همسان که در آن یکی مبتلا به OCD است و دیگری اصلاً مشکل اضطرابی ندارد، زیر سؤال رفت.
آنچه این نشان می دهد این است که ژنتیک ممکن است تنها علت OCD نباشد (اگر اصلا باشد)، و شیوع OCD در خانواده می تواند رفتارهای آموخته شده در برخی موارد باشد. بنابراین اگرچه نمیتوانیم ژنتیک را رد کنیم، اما واضح است که این کل داستان نیست و عوامل آموختهشده یا محیطی ممکن است نقش مهمتری ایفا کنند.
به طور خلاصه، هیچ سود آشکاری برای ارائه توضیحات بیولوژیکی برای علت OCD وجود ندارد، به خصوص اگر چنین پیشنهاداتی باعث شود کسانی که رنج می برند روش های درمانی روانشناختی موجود را رد کنند.