مزایای مراجعه به یک درمانگر مرد

درمان یک تجربه دگرگون کننده است که به تناسب شخصیتی مناسب بین مشتری و پزشک نیاز دارد. فراتر از آن، اعتماد و ارتباط چیزی است که یک رابطه درمانی موفق را هدایت می کند.

توجه کنید که من نگفتم درمان همیشه یک تجربه راحت است . رشد و تکامل یعنی رهایی از پیله راحتی که در آن قرار گرفته اید. زمان تبدیل شدن به پروانه موفق و شادی است که همیشه می خواستید باشید. درمان کار است ، اما این تعهد به سلامت روان شما به اندازه خوردن سبزیجات، استراحت و رفتن به باشگاه اهمیت دارد.

شاید تا به حال به جنسیت درمانگرتان فکر نکرده باشید. یا شاید شما با ایده یک درمانگر مرد خیلی ناراحت هستید. شاید مردان زندگی تان همیشه شما را ناامید کرده باشند، و فکر آسیب پذیر بودن با یک مرد دیگر آن احساس گرم و مبهم را به شما نمی دهد.

سعی کنید طرز فکر خود را به مردان تغییر دهید. این دلایل را در نظر بگیرید که چرا مراجعه به یک درمانگر مرد در واقع همان چیزی است که شما نیاز دارید:

اجتناب از مردان به دلیل آسیب های گذشته ممکن است در واقع دلیلی برای جستجوی یک درمانگر مرد باشد.

قرار گرفتن در موقعیت های ناراحت کننده بخشی از دردهای فزاینده درمان است. اگرچه ممکن است در ابتدای سفر شما ترسناک به نظر برسد، اما تحقیقات به ما می گوید که ایجاد رابطه با یک درمانگر مرد ممکن است در واقع ترس شما از مردان را با جایگزین کردن تجربیات آسیب زا با برخوردهای جدید و سالم از بین ببرد.

زنانی که مسائل مربوط به رابطه را دارند می توانند از دیدگاه مردانه بینش کسب کنند تا به آنها کمک کند مردان زندگی خود را درک کنند.

هیچ کس بهتر از یک مرد مغز یک مرد را نمی شناسد - پس چرا با کسی که آن را دریافت می کند صحبت نکنید؟ شاید یک درمانگر مرد حتی بتواند شما را در مشاوره زوجین راهنمایی کند و به شما کمک کند تا با مرد خود در سطح جدیدی ارتباط برقرار کنید - به خصوص اگر او در وهله اول در مورد آمدن به درمان مردد باشد.

یک درمانگر مرد با هوش هیجانی می تواند به عنوان الگویی برای رفتارهای مثبت مردانه باشد.

ایجاد یک ارتباط قابل اعتماد با یک درمانگر مرد که به نیازهای شما گوش می دهد، می فهمد و خدمت می کند، می تواند گامی در جهت درست در بهبود روابط گذشته با مردانی باشد که فاقد آن ویژگی ها هستند. ممکن است در نهایت در پیوندی که با یک درمانگر مرد تجربه می کنید، آرامش پیدا کنید. این کاملاً پتانسیل این را دارد که نظر شما را در مورد کلیاتی که در گذشته در مورد مردان انجام داده اید تغییر دهد.

اضطراب شما برای شما داستان می گوید.

اگر هرگز با یک درمانگر مرد کار نکرده‌اید و تصمیم گرفته‌اید با یک درمانگر مرد کار نکنید، ممکن است فکر کنید که اضطراب شما انواع داستان‌هایی را در اختیار شما قرار داده است که ممکن است مانع از تلاش شما برای چیز جدیدی شود. «من با یک مرد احساس راحتی نمی‌کنم»، «آنها تجربه زنانه را درک نمی‌کنند»، «مردها مرا تحریک می‌کنند تا به سفر شفای من کمکی نکند». همه اینها ممکن است افکار تحریف شده ای باشند که اضطراب شما را ریشه در جایی که هست نگه می دارد. فقط با به چالش کشیدن این ایده می توانید با ذهن مضطرب خود مبارزه کنید. بهترین چیز در مورد یک درمانگر این است که جلسه ای را با یک مرد امتحان کنید و برای شما مناسب نیست... اگر به آنها بگویید فکر می کنید یک درمانگر زن ممکن است مناسب تر باشد، به احساسات آنها آسیبی وارد نمی شود. برای ارتباط با روانشناس مرد خوب در تهران اینجا کلیک کنید

دیدن یک درمانگر مرد در واقع می تواند تنها با اضافه کردن یک مرد دلسوز به روایت شما از نظر درمانی برای شما مفید باشد. امیدواریم این اطلاعات به شما در تصمیم گیری در مورد اینکه چه نوع مشاوری به بهترین وجه برای شما مفید است، مفید بوده باشد!

 


شرایط مرتبط در کودکان و نوجوانان مبتلا به ADHD

اگرچه همیشه اینطور نیست، برخی از کودکان ممکن است علائم مشکلات یا شرایط دیگری را در کنار ADHD داشته باشند، مانند:

  • اختلال اضطراب  - که باعث می شود کودک شما در بیشتر مواقع نگران و عصبی باشد. همچنین ممکن است علائم فیزیکی مانند ضربان قلب سریع، تعریق و سرگیجه ایجاد کند
  • اختلال نافرمانی مقابله‌ای (ODD) - این با رفتار منفی و مخرب، به‌ویژه نسبت به شخصیت‌های با قدرت، مانند والدین و معلمان تعریف می‌شود.
  • اختلال سلوک - این اغلب شامل تمایل به رفتارهای بسیار ضد اجتماعی، مانند دزدی، دعوا، خرابکاری و آسیب رساندن به افراد یا حیوانات است.
  • افسردگی
  • مشکلات خواب - سخت به خواب رفتن در شب و داشتن الگوهای خواب نامنظم
  • اختلال طیف اوتیسم (ASD)  - این بر تعامل اجتماعی، ارتباطات، علایق و رفتار تأثیر می گذارد
  • دیسپراکسی - وضعیتی که بر هماهنگی فیزیکی تأثیر می گذارد
  • صرع  - وضعیتی که بر مغز تأثیر می گذارد و باعث حملات یا تشنج های مکرر می شود
  • سندرم تورت  - یک وضعیت سیستم عصبی که با ترکیبی از صداها و حرکات غیر ارادی (تیک) مشخص می شود.
  • مشکلات یادگیری - مانند نارساخوانی

علائم در بزرگسالان

در بزرگسالان، تعریف علائم ADHD دشوارتر است. این تا حد زیادی به دلیل عدم تحقیق در مورد بزرگسالان مبتلا به ADHD است.

از آنجایی که ADHD یک اختلال رشدی است، اعتقاد بر این است که نمی‌تواند در بزرگسالان ایجاد شود بدون اینکه در دوران کودکی ظاهر شود. اما علائم ADHD در کودکان و نوجوانان اغلب تا بزرگسالی ادامه می یابد.

روشی که بی توجهی، بیش فعالی و تکانشگری بر بزرگسالان تأثیر می گذارد می تواند بسیار متفاوت از تأثیر آنها بر کودکان باشد.

به عنوان مثال، بیش فعالی در بزرگسالان کاهش می یابد، در حالی که بی توجهی تمایل دارد با افزایش فشارهای زندگی بزرگسالی باقی بماند.

علائم ADHD بزرگسالان نیز بسیار ظریف تر از علائم دوران کودکی است.

برخی از متخصصان موارد زیر را به عنوان لیستی از علائم مرتبط با ADHD در بزرگسالان پیشنهاد کرده اند:

  • بی دقتی و عدم توجه به جزئیات
  • به طور مداوم کارهای جدید را قبل از اتمام کارهای قدیمی شروع کنید
  • مهارت های سازمانی ضعیف
  • ناتوانی در تمرکز یا اولویت بندی
  • از دست دادن یا جا انداختن مداوم چیزها
  • فراموشی
  • بی قراری و عصبانیت
  • مشکل در ساکت ماندن و صحبت کردن خارج از نوبت
  • پاسخ‌ها را محو می‌کنند و اغلب حرف دیگران را قطع می‌کنند
  • نوسانات خلقی، تحریک پذیری و خلق و خوی سریع
  • ناتوانی در مقابله با استرس
  • بی صبری شدید
  • ریسک کردن در فعالیت‌ها، اغلب بدون توجه به ایمنی شخصی یا ایمنی دیگران - برای مثال رانندگی خطرناک

شرایط مرتبط در بزرگسالان مبتلا به ADHD

مانند ADHD در کودکان و نوجوانان، ADHD در بزرگسالان می تواند در کنار چندین مشکل یا شرایط مرتبط رخ دهد.

یکی از شایع ترین آنها افسردگی است. سایر شرایطی که بزرگسالان ممکن است در کنار ADHD داشته باشند عبارتند از:

  • اختلالات شخصیت  - شرایطی که در آن یک فرد به طور قابل توجهی با افراد عادی از نظر نحوه تفکر، درک، احساس یا ارتباط با دیگران متفاوت است.
  • اختلال دوقطبی  - وضعیتی که بر خلق و خوی شما تأثیر می گذارد و می تواند از یک افراطی به افراطی دیگر تغییر کند
  • اختلال وسواس فکری اجباری (OCD)  - وضعیتی که باعث افکار وسواسی و رفتار اجباری می شود

 


چه کسی روانشناس زن را ترجیح می دهد؟

بر اساس داده های جدید nilo.health، پاسخ این است: اکثر مردم!

مطالعه جدید ما ارقام جالبی را نشان می دهد، از جمله:

  • 74 درصد از کاربران نیلو روانشناسان زن را ترجیح می دهند
  • 56 درصد از کاربران مرد روانشناسان زن را ترجیح می دهند 
  • 86 درصد از کاربرانی که مایلند روی مسائل خانوادگی تمرکز کنند، روانشناس زن را ترجیح می دهند

ما همچنین موارد جالبی را کشف کردیم که در آن داده‌ها تأکید کمتری بر روان‌شناسان زن نشان می‌داد، حتی اگر ترجیح اکثریت همچنان به سمت زنان باشد. به عنوان مثال… 

  • در میان کاربران مرد، ترجیح روانشناسان LGBTQ به طور قابل توجهی بیشتر از کاربران زن است: 16? از کاربران مرد، روانشناسان LGBTQ را ترجیح می دهند ، در مقابل 5? از کاربران زن.
  • کاربرانی که مایل به تمرکز بر اعتیاد هستند، ترجیح بیشتری نسبت به روانشناسان مرد دارند.
  • کاربرانی که می‌خواهند روی مسائل مدیریتی تمرکز کنند، ترجیح بیشتری برای روان‌شناسان مرد دارند، به‌ویژه در میان کاربران مرد: 50 درصد مردانی که روی مدیریت تمرکز می‌کنند، روان‌شناسان زن را ترجیح می‌دهند، در حالی که 44 درصد روان‌شناسان مرد را ترجیح می‌دهند.
  • ترجیح روانشناسان زن در میان Gen Z و کاربران جوان تر ، که به احتمال زیاد به روانشناسان LGBTQ یا POC ترجیح می دهند، اندکی کاهش می یابد .

اما حتی این موارد جالب همگی در صلاحیت ترجیح روانشناسان زن قرار داشتند . این موضوع، کشف اینکه چرا کاربران ما - و بسیاری از افرادی که به دنبال درمان هستند - اینقدر به سمت روانشناسان زن سوق داده می شوند، جذاب تر می شود.

تعداد روانشناسان زن بیشتر از مردان است

یک توضیح می تواند یک واقعیت ساده باشد: تعداد روانشناسان زن در رشته خود از مردان بیشتر است. انجمن روانشناسی آمریکا تأکید می کند که زنان 76 درصد از دکترای جدید روانشناسی، 74 درصد از روانشناسان اولیه شغلی و 53 درصد از نیروی کار روانشناسی را تشکیل می دهند. (با وجود این، زنانی که در روانشناسی کار می کنند هنوز با اختلاف دستمزد قابل توجهی روبرو هستند .) و داده های خود نیلو این را تأیید می کند: در میان مجموعه روانشناسان پیشرو جهانی ما ، 79 درصد زن هستند.

البته این که تعداد روانشناسان زن بیشتر از مردان است به این معنی نیست که مردم نمی توانند از روانشناس مرد درخواست کنند . با این حال، این بدان معناست که ما ممکن است بیشتر به دیدن روانشناسان زن در محل کار عادت داشته باشیم.

وقتی کسی به درمان فکر می کند، ممکن است از یک روانشناس زن بخواهد که تصویر ذهنی او را مطابقت دهد.

به طور مشابه، اگر فردی قبلاً درمانگری داشته باشد که دوستش داشت و زن بود، ممکن است مهارت او را با جنسیت او مرتبط کند و دفعه بعد که به دنبال درمان بود، از زن دیگری بخواهد. 

ما روانشناسان زن را با کلیشه های زنانه مرتبط می کنیم

دلیل پیچیده‌تر ممکن است مرتبط ساختن روانشناسان زن با کلیشه‌های زنانه باشد: برخی از آنها قدیمی و برخی از آنها حتی جنسیت‌گرا هستند. اغلب، جامعه ما به ما می گوید که زنان باید پرورش دهندگان، مهربان، دلسوز، همدل، توجه و عادت به گوش دادن به دیگران باشند. اگرچه این کلیشه ها اغلب برای زنان نتیجه معکوس می دهند، اما بدون شک ویژگی های مفیدی در یک روانشناس هستند! 

برخی داده ها نشان می دهد که این کلیشه ها ممکن است دارای عناصری از حقیقت باشند. یک مطالعه فنلاندی نشان داد که درمانگران زن که به بیماران مبتلا به سوء مصرف مواد مشاوره می‌دهند نسبت به همکاران مرد خود بسیار دوستانه‌تر و همدل‌تر بودند. نتایج نرخ موفقیت بسیار بالاتری در درمان داشتند، زیرا همدلی درمانگر می تواند تا 67 درصد از واریانس در نتیجه درمان را توضیح دهد .

داده های nilo.health اما نشان می دهد که این کلیشه یک شمشیر دو لبه است. این واقعیت که کاربران در مورد مسائل مدیریتی ترجیح بیشتری نسبت به روانشناس مرد داشتند، ممکن است نشان دهد که ما به احتمال زیاد مردان را با موفقیت تجاری مرتبط می کنیم. و بسیاری از روانشناسان مرد همدل وجود دارند که قادر به ارائه حمایت الهام بخش و تغییر دهنده زندگی به بیماران خود هستند. 

 

 


انواع خانواده درمانی

خانواده درمانگران به شدت تحت تأثیر مدل هایی هستند که استفاده می کنند، و بسیاری از آنها وجود دارد.

در نتیجه، بسته به نوع خانواده درمانی اتخاذ شده، ممکن است مراجعان از دیدگاه های بسیار متفاوتی دیده شوند (متکالف، 2011؛ ??گلدنبرگ، 2017).

در زیر فهرستی از چندین نوع تأثیرگذار است، اما موارد دیگری نیز در ادبیات وجود دارند.برای ارتباط با بهترین کلینیک روانشناسی  در تهران اینجا کلیک کنید

خانواده درمانی ساختاری و استراتژیک

رویکردهای خانواده درمانی ساختاری و خانواده درمانی استراتژیک "به دلیل تاکید آنها بر فرآیند سیستمی بیش از محتوا و تغییر الگوهای تعامل خانواده که مشکلاتی را ایجاد، حفظ یا تشدید می کند، در زمینه خانواده درمانی سیستمیک بنیادی هستند" (وامپلر و همکاران، 2020، ص 460).

خانواده درمانی ساختاری که در اواخر دهه 1960 توسط سالوادور مینوچین و همراه با مشارکت های چارلز فیشمن، مریان والترز و دیگران توسعه یافت، اهمیت فرد را در بافت اجتماعی خود تشخیص می دهد (وامپلر و همکاران، 2020).

به این ترتیب، افراد در انزوا وجود ندارند، بلکه در رابطه (اعم از کنش و واکنش) با خانواده، با «خانواده به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد تغییرات فردی در نظر گرفته می‌شوند» (وامپلر و همکاران، 2020، ص 462) وجود دارند.

در نتیجه، به جای اینکه یک فرد "طرف مقصر" یا "مالک علائم" باشد، مشکلات توزیع شده و اغلب نتیجه یک سلسله مراتب ناکارآمد یا عملکرد ضعیف در زیرسیستم ها هستند (وامپلر و همکاران، 2020).

خانواده درمانی استراتژیک در اواسط دهه 1950 برخاسته از کار موسسه تحقیقات روانی در کالیفرنیا بود. برخلاف سایر رویکردهای درمانی که بینش را منجر به تغییر (تغییر از طریق دانستن) می‌دانند، رویکرد استراتژیک پیشنهاد می‌کند که تغییر قبل از درک اتفاق می‌افتد (دانش از طریق تغییر؛ Wampler و همکاران، 2020).

تغییرات در ادراک و درک قوانین سیستم و الگوهای تعاملی خانواده برای تسهیل تغییرات پایدار مورد نیاز است (وامپلر و همکاران، 2020).

روان درمانی/روان درمانی

طبق نظریه روان پویایی، «انسانها ذهن ناخودآگاهی دارند که بر رفتار فرد تأثیر می گذارد» (وامپلر و همکاران، 2020، ص 417). در نتیجه، ما اغلب توسط امیال ساده و ناخودآگاه - مانند لذت - هدایت می‌شویم که خودخواهانه هستند.

در اوایل قرن بیستم، زیگموند فروید، تأثیر خانواده بر شکل گیری شخصیت و ضمیر ناخودآگاه فرد واضح بود. بنابراین، رویکرد روان پویایی به خانواده درمانی بر اهمیت کاوش در تجربیات و روابط گذشته اعضای خانواده برای به دست آوردن بینش و درک مشکلات موجود تأکید دارد (متکالف، 2011).

رویکرد درمانی روانی آموزشی از ارائه آموزش و اطلاعات به خانواده ها در مورد بیماری های روانی و الگوهای رفتاری چالش برانگیز در حالی که برنامه های درمانی برای کل خانواده را توسعه می دهد، پشتیبانی می کند (متکالف، 2011).

خانواده درمانی روایتی (زمینه ای)

روایت درمانی به عنوان پیشرو در خانواده درمانی و مشاوره خانواده امروزی شناخته می شود، «به این معنی که دانش ما از واقعیت از طریق داستان هایی که درباره خود و دنیایی که در آن زندگی می کنیم سازماندهی و حفظ می شود» (گلدنبرگ، 2017، ص 370).

به هر حال، داستان‌ها - یا روایت‌هایی - که به خودمان می‌گوییم، زمینه زندگی ما هستند. و با این حال، خانواده‌ها اغلب روایت‌های خودزنی و مضر درباره اعضای خود می‌سازند و حفظ می‌کنند.

روایت درمانی شامل "مکالمات محترمانه و بدون سرزنش است که در آن مراجع متخصص زندگی خود هستند و فرض می شود که مهارت ها و شایستگی های لازم برای ساختن داستان های مثبت تر در مورد خود را دارند" (گلدنبرگ، 2017، ص 371).

روایت‌درمانگران از خانواده‌ها حمایت می‌کنند تا مشکلات را از یک نقص یا مشکل درونی در فرد، زوج یا خانواده به روایتی نامطلوب که بر زندگی‌شان مسلط است، بسازند. خانواده تشویق می شود تا علیه مشکل به عنوان یک موجودیت جداگانه - با زمینه سیاسی و اجتماعی خود - که باید بر آن غلبه کند متحد شوند (گلدنبرگ، 2017).

پرسش دایره ای تکنیک قدرتمندی است که در روایت درمانی استفاده می شود. این شامل پرسیدن سؤالاتی در مورد تعاملات و روابط درون سیستم خانواده است تا چگونگی درک اعضای خانواده از رفتارها، احساسات و افکار یکدیگر را بررسی کند (راجرز و کوپر، 2020).

خانواده درمانی سیستماتیک و سیستماتیک

خانواده درمانی سیستماتیک (همچنین به عنوان خانواده درمانی سیستمیک شناخته می شود) به جای اعضای فردی، بر خانواده به عنوان یک کل تمرکز دارد. به این ترتیب، تشخیص می‌دهد که مسائل و درگیری‌های روان‌شناختی فردی اغلب تحت تأثیر سیستم خانواده گسترده‌تر قرار می‌گیرند (گلدنبرگ، 2017).

با استفاده از این رویکرد، درمانگران و مشاوران خانواده را به عنوان یک سیستم به هم پیوسته با الگوهای ارتباطی، نقش ها و پویایی منحصر به فرد در نظر می گیرند. این رویکرد مستلزم آن است که یک اتحاد با چندین نفر به طور همزمان ایجاد کنند و دیدگاه های مختلف اتحاد درمانی را مدیریت کنند (گلدنبرگ، 2017).

در نهایت، هدف آنها شناسایی و پرداختن به الگوهای ناکارآمد در سیستم خانواده است که با به چالش کشیدن مدل‌های ذهنی، پذیرش ابهام و در نظر گرفتن چندین نسل، به مشکلات فردی کمک می‌کند (گلدنبرگ، 2017).

خانواده درمانی عملکردی

خانواده درمانی کارکردی یک رویکرد کاملاً تحقیق شده برای خانواده است که «تغییرات شناختی و رفتاری را در افراد و خانواده‌هایشان تقویت می‌کند» (گلدنبرگ، 2017، ص 335)، یادگیری، سیستم‌ها و خانواده درمانی را یکپارچه می‌کند.

هدف این شکل از درمان فراتر رفتن از تغییر رفتار است و به مراجع کمک می‌کند بفهمد که چگونه رفتار می‌کند روابط را تنظیم می‌کند.

مطالعات نشان داده اند که خانواده درمانی عملکردی به ویژه در درمان نوجوانانی که مشکلات سوء مصرف مواد، خشونت و بزهکاری دارند مفید است (گلدنبرگ، 2017).

 


33 سوال مشاوره ازدواج که هر زوجی باید قبل از ازدواج در مورد آنها

مشاوره قبل از ازدواج به شما فضایی را می دهد تا طرف مقابل خود را در سطحی عمیق تر بشناسید و به تعارضات به شیوه ای سازنده رسیدگی کنید. خانواده به طرق مختلف تعریف می شود و تصور ما از خانواده بر اساس تجربیات گذشته خودمان است که ممکن است با آنچه شرکای ما تجربه کرده اند متفاوت باشد.

زوج ها ممکن است بر اساس آنچه که توسط والدینشان برای آنها الگوبرداری شده است، فرضیاتی در مورد اینکه ازدواج چگونه خواهد بود یا نه. هرچه بتوانید در مورد انتظارات خود و شریک زندگیتان گفتگوی بیشتری داشته باشید و در جایی که باورهای شما کاملاً همسو نیستند، سازش پیدا کنید، با دانستن اینکه شما در همان صفحه هستید، حرکت رو به جلو آسان تر خواهد بود.

 

سؤالات خوب سؤالاتی هستند که به درک عمیق تر از یکدیگر و آنچه در ازدواج برای شما ارزش قائل هستند منجر می شود. هدف از پرسیدن این سؤالات تسهیل گفتگوی عمیق تر است.

  1. از چه چیزی در مورد شریک زندگی خود قدردانی می کنید؟
  2. برای چه چیزی در رابطه خود ارزش قائل هستید؟
  3. آیا در مورد کودکان هم نظر دارید؟ می خواهید چند فرزند داشته باشید؟
  4. چگونه با خانواده خود ارتباط دارید؟ چگونه با خانواده شریک زندگی خود ارتباط برقرار می کنید؟
  5. وقتی خانواده خود را دارید، چگونه با خانواده اصلی خود ارتباط برقرار می کنید؟
  6. چگونه پول و امور مالی خانه خود را (مشترک یا جداگانه) مدیریت خواهید کرد؟
  7. در مورد پس انداز پول و سرمایه گذاری چه احساسی دارید؟
  8. چگونه فرزندان خود را تربیت یا تربیت خواهید کرد؟
  9. رابطه جنسی شما چقدر مهم است ؟ انتظارات شما در مورد صمیمیت و رابطه جنسی چیست؟
  10. دوست دارید همسرتان چگونه ابراز محبت و عشق کند ؟
  11. ایده های شما در مورد تقسیم کارهای خانه چیست؟
  12. رابطه شما با پول چیست؟ احساس شما در مورد داشتن یا مدیریت بدهی چیست؟
  13. چگونه شغل خود را در رابطه با پیوندهای خانوادگی و ازدواج خود اولویت بندی می کنید؟
  14. چگونه با درگیری که قابل حل نیست برخورد می کنید؟
  15. انتظارات یا مرزهای شما در مورد روابط خارج از ازدواج مانند روابط دوستانه یا همکار چیست ؟
  16. چه چیزی شما را برای ازدواج سازگار می کند؟
  17. چرا ازدواج برای شما و رابطه تان مهم است؟
  18. ازدواج و تعهد برای شما چه معنایی دارد؟
  19. خیانت و خیانت برای شما چه معنایی دارد؟