سفارش تبلیغ
صبا ویژن

افسردگی چگونه درمان می شود؟

افسردگی یک مشکل جدی برای سلامتی است و باید توسط یک پزشک واجد شرایط مدیریت شود. پزشک عمومی شما می‌تواند خلق و خوی شما و سلامت کلی شما را ارزیابی کند و رویکردهای درمانی را بر اساس عوامل متعددی از جمله نوع افسردگی، شدت علائم و اینکه آیا اولین دوره یا دوره عود کننده را تجربه می‌کنید، پیشنهاد می‌کند.

3 رویکرد اصلی برای درمان افسردگی وجود دارد:

  • تغییرات سبک زندگی - از جمله کاهش مصرف مواد ، بهبود خواب، ورزش)
  • درمان‌های روان‌شناختی - از جمله «گفتار درمانی» مانند CBT ، تمرکز حواس و درمان‌های آنلاین
  • فیزیوتراپی - از جمله داروها و ECT

اغلب این درمان ها به صورت ترکیبی استفاده می شوند.

طیف وسیعی از داروها برای درمان افسردگی استفاده می شود. پزشک شما با شما همکاری خواهد کرد تا موردی که برای شما مناسب است را بیابد. ممکن است چندین هفته طول بکشد تا یک داروی ضد افسردگی به طور کامل عمل کند و اغلب پزشک ممکن است نیاز به تنظیم دوز شما داشته باشد.

مهم است که در این مدت پشتیبانی کامل دریافت کنید. اگر به پشتیبانی نیاز دارید، Beyond Blue یک خط پشتیبانی مشاوره تلفنی یا چت آنلاین رایگان و محرمانه با متخصصان بهداشت روان آموزش دیده دارد. ممکن است قبل از در دسترس بودن یک مشاور منتظر بمانید.

با همکاری با پزشک خود و استفاده از حمایت های موجود، شانس خوبی برای بهبود افسردگی شما وجود دارد.

آیا می توان از افسردگی پیشگیری کرد؟

حتی اگر در برابر افسردگی آسیب پذیرتر هستید، کارهای زیادی می توانید برای دور نگه داشتن علائم انجام دهید.

برخی از استراتژی های اثبات شده برای کمک به شما در خوب ماندن عبارتند از:

  • ورزش کردن
  • اجتناب از سطوح مضر الکل و سایر مواد
  • داشتن خواب کافی
  • کاهش اضطراب، مانند تکنیک های آرام سازی
  • اجتماعی بمانید، بنابراین از منزوی شدن خودداری می کنید

عوارض افسردگی چیست؟

هنگامی که افسردگی بسیار شدید می شود، می توانید افکار تاریک را تجربه کنید و حتی می تواند منجر به خودکشی شود. اگر به خودکشی فکر می کنید ، صحبت با فردی که به او اعتماد دارید می تواند کمک کننده باشد.

اگر فردی که به او اهمیت می دهید افسردگی شدید دارد، علائم هشدار دهنده را یاد بگیرید ، زیرا ممکن است آنقدر احساس بدی داشته باشد که نتواند به تنهایی راه خروج را ببیند.

 


چه چیزی باعث OCD می شود

علیرغم طیف وسیعی از نظریه ها و تحقیقات قابل توجه، دانشمندان تاکنون نتوانسته اند علت قطعی برای اینکه چرا یک فرد به اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) مبتلا می شود، شناسایی کنند.

با این حال، تئوری های زیادی پیرامون علل بالقوه OCD وجود دارد که شامل یکی از یا ترکیبی از هر دو می شود. عصب‌بیولوژیکی، ژنتیکی، رفتارهای آموخته‌شده، حاملگی، عوامل محیطی یا رویدادهای خاصی که باعث ایجاد اختلال در یک فرد خاص در یک مقطع زمانی خاص می‌شود.

ما برخی از نظریه های پیشنهادی را در این صفحه خلاصه می کنیم، اما قبل از شروع مهم است که روشن کنیم که این فقط یک نظریه است.

توضیحات زیادی در مورد اینکه چرا افراد مبتلا به OCD می شوند وجود دارد. برخی استدلال کرده اند که این ارثی است، در حالی که برخی دیگر گفته اند که رویدادهای زندگی می توانند باعث آن شوند. برخی دیگر معتقدند که علت آن عدم تعادل شیمیایی در مغز است. افراد مختلف، محققان مختلف توضیحات مختلف را مفیدتر از دیگران می دانند. اما نکته اینجاست، ما به سادگی نمی دانیم!

بنابراین اجازه دهید برخی از آن توضیحات را خلاصه کنیم.

 عوامل بیولوژیکی

برخی از محققان سلامت روان ما را تشویق کرده اند که به تحقیق در مورد اسکن مغز و موارد مشابه فکر کنیم که نشان می دهد OCD با یک علت ژنتیکی یا بیولوژیکی مرتبط است. این تحقیق اغلب بر حسب عدم تعادل شیمیایی در مغز، مدارهای معیوب مغز یا نقص های ژنتیکی توصیف می شود.

با این حال، علیرغم تشخیص اینکه بخش‌های خاصی از مغز در مبتلایان به OCD متفاوت است، در مقایسه با افراد غیرمبتلا، هنوز مشخص نیست که این تفاوت‌ها چگونه با مکانیسم‌های دقیق OCD مرتبط هستند.

مطالعات تصویربرداری مغز به طور مداوم الگوهای جریان خون متفاوتی را در بین افراد مبتلا به OCD در مقایسه با گروه کنترل نشان داده است و مناطق قشر مغز و عقده های قاعده ای به شدت دخیل هستند. با این حال، مطالعات متاآنالیز بعدی نشان داد که تفاوت بین افراد مبتلا به OCD و افراد سالم به طور مداوم فقط در شکنج مداری و سر هسته دمی مشاهده می شود.

بنابراین بله، در حالی که این درست است که می گویند گاهی اوقات افراد مبتلا به OCD فعالیت مغزی متفاوتی دارند، می توان استدلال کرد که چنین چیزی قابل انتظار است.

اسکن مغز به الگوهای مختلف فعالیت در مغز حساس است و به عنوان مثال می تواند تفاوت را از نظر نحوه واکنش مغز بین نوازندگان متخصص گوش دادن به موسیقی و افرادی که دانش خاصی از موسیقی ندارند، تشخیص دهد.

این نواحی از مغز در محیط‌های خاصی که فرد نگران است، مرتبط می‌شوند و «روشن» می‌شوند. بنابراین تعجب آور نیست که بین افراد مبتلا به OCD و افراد فاقد تفاوت های فعال سازی مغز وجود دارد. این بدان معنا نیست که OCD یک بیماری بیولوژیکی است.

پانداها

یافته‌ای در سال 1998 عقده‌های قاعده‌ای را به‌عنوان یک منطقه کلیدی مغز در OCD با کشف این که در زیرگروهی از کودکان مبتلا به OCD، این اختلال ممکن است توسط عفونت‌ها ایجاد شده باشد، دخیل دانست.

عفونت‌های استرپتوککی باعث ایجاد یک پاسخ ایمنی می‌شوند که در برخی افراد آنتی‌بادی‌هایی تولید می‌کند که با گانگلیون‌های پایه واکنش متقابل دارند. توضیح این بود که برخی از کودکان پس از عفونت شدید گلودرد استرپتوکوکی شروع به نشان دادن علائم OCD می کنند. تصور می‌شود که پاسخ طبیعی بدن به عفونت، یعنی تولید آنتی‌بادی‌های خاص، زمانی که به قسمت‌هایی از مغز هدایت می‌شود، ممکن است به نوعی با اختلالات D یوروروانی D اتوایمیون P اطفال مرتبط با عفونت ترپتوکوکی PANDAS) مرتبط باشد .

این مکانیسم ممکن است زیر گروه کودکانی را توضیح دهد که OCD در آنها پس از عفونت استرپتوکوک ایجاد می‌شود و با عفونت‌های مکرر بدتر می‌شود. با این حال، مطالعه بعدی در سال 2004 هیچ ارتباطی بین عفونت های بعدی و تشدید علائم پیدا نکرد.

آنچه ما می دانیم این است که اگر OCD ناشی از عفونت گلودرد استرپتوکوکی باشد، علائم به سرعت شروع می شوند، احتمالاً ظرف یک یا دو هفته.

بنابراین ممکن است PANDAS در حالی که دلیلی برای OCD نیست، علائمی را در کودکانی که از قبل مستعد ابتلا به این اختلال هستند، ممکن است از طریق ژنتیک یا سایر توضیحات علت ایجاد کند.

عوامل ژنتیکی

به طور کلی، مطالعات ژنتیکی تمایل به اضطراب را در خانواده ها نشان می دهد، اگرچه این احتمالاً جزئی است.

برخی تحقیقات به این احتمال اشاره می‌کنند که مبتلایان به OCD یکی از اعضای خانواده مبتلا به OCD یا یکی از اختلالات دیگر در «طیف» OCD داشته باشند. در سال 2001، یک بررسی متا تحلیلی گزارش داد که احتمال ابتلا به OCD در یک فرد مبتلا به OCD، 4 برابر بیشتر از افرادی است که این اختلال را ندارند.

این و سایر مطالعات احتمال شیوع خانوادگی OCD را افزایش داده و منجر به جستجویی برای شناسایی عوامل ژنتیکی خاصی شده است که ممکن است درگیر باشند. S با این حال، علیرغم تکثیر مطالعات، و ده ها نامزد بالقوه ژن پیشنهاد شده، محققان تاکنون نتوانسته اند یک ژن کاندید ثابت مسئول OCD را شناسایی کنند.

همچنین باید به خاطر داشت که بسیاری از مبتلایان OCD را در هیچ جای دیگر خانواده خود یا حتی سایر مشکلات اضطرابی را شناسایی نمی کنند. این نظریه را می‌توان بر اساس صحبت با دوقلوهای همسان که در آن یکی مبتلا به OCD است و دیگری اصلاً مشکل اضطرابی ندارد، زیر سؤال رفت.

آنچه این نشان می دهد این است که ژنتیک ممکن است تنها علت OCD نباشد (اگر اصلا باشد)، و شیوع OCD در خانواده می تواند رفتارهای آموخته شده در برخی موارد باشد. بنابراین اگرچه نمی‌توانیم ژنتیک را رد کنیم، اما واضح است که این کل داستان نیست و عوامل آموخته‌شده یا محیطی ممکن است نقش مهم‌تری ایفا کنند.

به طور خلاصه، هیچ سود آشکاری برای ارائه توضیحات بیولوژیکی برای علت OCD وجود ندارد، به خصوص اگر چنین پیشنهاداتی باعث شود کسانی که رنج می برند روش های درمانی روانشناختی موجود را رد کنند.

 


علل اختلال اضطراب اجتماعی


مانند بسیاری دیگر از شرایط سلامت روان، اختلال اضطراب اجتماعی احتمالاً از تعامل پیچیده عوامل بیولوژیکی و محیطی ناشی می شود. علل احتمالی عبارتند از:

  • صفات ارثی اختلالات اضطرابی معمولا در خانواده ها ایجاد می شود. با این حال، کاملاً مشخص نیست که چه مقدار از این ممکن است به دلیل ژنتیک باشد و چه مقدار به دلیل رفتار آموخته شده است.
  • ساختار مغز. ساختاری در مغز به نام آمیگدال (uh-MIG-duh-luh) ممکن است در کنترل پاسخ ترس نقش داشته باشد. افرادی که آمیگدال بیش فعال دارند ممکن است واکنش ترس شدیدی داشته باشند که باعث افزایش اضطراب در موقعیت های اجتماعی می شود.
  • محیط زیست. اختلال اضطراب اجتماعی ممکن است یک رفتار آموخته شده باشد - برخی افراد ممکن است پس از یک موقعیت اجتماعی ناخوشایند یا شرم آور دچار اضطراب قابل توجهی شوند. همچنین، ممکن است بین اختلال اضطراب اجتماعی و والدینی که رفتار اضطرابی را در موقعیت‌های اجتماعی مدل می‌کنند یا نسبت به فرزندان خود کنترل‌تر یا بیش از حد محافظت می‌کنند، ارتباط وجود داشته باشد.

عوامل خطر

عوامل متعددی می توانند خطر ابتلا به اختلال اضطراب اجتماعی را افزایش دهند، از جمله:

  • سابقه خانوادگی. اگر والدین یا خواهر و برادرهای بیولوژیکی شما این بیماری را داشته باشند، احتمال ابتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بیشتر است.
  • تجربیات منفی کودکانی که مسخره کردن، قلدری، طرد شدن، تمسخر یا تحقیر را تجربه می کنند، ممکن است بیشتر مستعد ابتلا به اختلال اضطراب اجتماعی باشند. علاوه بر این، سایر رویدادهای منفی در زندگی، مانند تعارضات خانوادگی، تروما یا سوء استفاده ممکن است با این اختلال همراه باشد.
  • خلق و خوی. کودکانی که در مواجهه با موقعیت‌ها یا افراد جدید خجالتی، ترسو، گوشه‌گیر یا محدود هستند، ممکن است در معرض خطر بیشتری قرار بگیرند.
  • مطالبات اجتماعی یا کاری جدید علائم اختلال اضطراب اجتماعی معمولاً در سال‌های نوجوانی شروع می‌شود، اما ملاقات با افراد جدید، سخنرانی در جمع یا ارائه یک کار مهم ممکن است برای اولین بار علائم را ایجاد کند.
  • داشتن ظاهر یا وضعیتی که جلب توجه می کند. به عنوان مثال، تغییر شکل صورت، لکنت زبان یا لرزش ناشی از بیماری پارکینسون می تواند احساس خودآگاهی را افزایش دهد و ممکن است باعث ایجاد اختلال اضطراب اجتماعی در برخی افراد شود.

 


چگونه یک کودک بیش فعال را مدیریت کنیم؟

کنار آمدن با کودک بیش فعال می تواند چالش برانگیز باشد. یک کودک بیش فعال می تواند ناپایدار به نظر برسد و با انرژی به ظاهر بی حد و حصر از فعالیتی به فعالیت دیگر می پرد. به نظر می رسد که آنها به دنبال دستورالعمل ها نیاز به کمک دارند. آنها ممکن است مشکلات رفتاری را نشان دهند. بیش فعالی و بی قراری مداوم می تواند منجر به مشکلاتی در خانه و مدرسه شود. در حالی که هیچ پاسخ درستی برای مدیریت کودک بیش فعال وجود ندارد، پیروی از چند پیشنهاد می تواند کنار آمدن با کودک بیش فعال را آسان تر کند. راهکارهای زیر می تواند به کنترل کودکان بیش فعال و کاهش اضطراب کودک، معلمان و والدین آنها کمک کند.

چگونه بفهمیم کودک شما بیش فعال است؟

برخی از والدین به سختی می‌دانند که آیا فرزند بیش فعالی دارند یا خیر. لطفا با متخصص اطفال مشورت کنید تا بدانید بیش فعال هستند یا خیر.

نکات ضروری برای والدین

کارهای حیاتی بسیاری وجود دارد که والدین می توانند برای کمک به موفقیت فرزندانشان در خانه و مدرسه انجام دهند، از جمله ارائه بازخورد مثبت، یادآوری های بصری، و راهنمایی های ملایم و محبت آمیز. بسیاری از توصیه‌های فوق می‌توانند در خانه نیز مفید باشند، مانند تشویق فرزندتان به وقفه‌های حرکتی بین فعالیت‌ها.

در اینجا چند ترفند برای مدیریت کودک بیش فعال خود آورده شده است.

آنها را به پیاده روی ببرید

پیاده روی هم ذهن و هم بدن را جوان می کند و تمرکز آنها را بهبود می بخشد. این نه تنها ذهن آنها را شل می کند، بلکه به آنها کمک می کند تا هنگام راه رفتن از مناظر لذت ببرند.

با هم بازی کنید

انجام فعالیت های داخل و خارج از خانه با بچه ها نیز ممکن است کمک زیادی کند. لودو، کاروم، شطرنج و چکرز چینی را با آنها امتحان کنید. اگر احساس ماجراجویی می کنند، آنها را به بیرون ببرید تا بازی هایی مانند فوتبال، تنیس روی میز، بدمینتون، فوتبال و کریکت انجام دهند. 

مدیریت رژیم غذایی

به آنها غذاهای تازه و خانگی و بدون مواد نگهدارنده بدهید. خوردن غذای تمیز به میزان زیادی خلق و خو، سبک زندگی و سلامت کلی جسمی و روانی را افزایش می دهد. 

هرگز آنها را نادیده نگیرید

فرزندان خود را هر روز تنها نگذارید. درگیر تکالیف و فعالیت های روزانه آنها باشید. بیش فعالی می تواند ناشی از عدم توجه کافی باشد. با نشان دادن قدردانی زمانی که آنها را در حال انجام یک کار خوب یا سازنده می بینید، احساس خوبی دارند، آرام می شوند و با تلاش شما آرامش می یابند.

یک برنامه روزانه تنظیم کنید

تنظیم یک برنامه روزانه برای فرزندتان به او کمک می کند تا منظم و با این رفتار آشنا شود. این به کاهش اضطراب و بیقراری کمک می کند. 

بازیگوش بودن یک حالت سلامتی است و برای سن آنها مورد انتظار است. با پزشک خود مشورت کنید و توصیه ها و پیشنهادات او را برای مدیریت موثر کودک بیش فعال خود دنبال کنید.

 


موثرترین درمان برای OCD چیست؟

موثرترین درمان برای OCD، رفتار درمانی شناختی (CBT) و/یا دارو درمانی است .  به طور خاص، مؤثرترین درمان‌ها نوعی از CBT به نام پیشگیری از مواجهه و پاسخ (ERP) است که قوی‌ترین شواهد را در حمایت از استفاده از آن در درمان OCD و/یا دسته‌ای از داروها به نام مهارکننده‌های بازجذب سروتونین دارد. یا SRI ها 

پیشگیری از مواجهه و واکنش معمولاً توسط یک متخصص بهداشت روان دارای مجوز (مانند روانشناس، مددکار اجتماعی یا مشاور سلامت روان) در یک محیط سرپایی انجام می شود. این بدان معناست که شما یک یا چند بار در هفته در یک زمان تعیین شده به مطب درمانگر خود مراجعه کنید.

داروها را فقط می‌توان توسط یک متخصص پزشکی دارای مجوز (مانند پزشک یا روانپزشک) تجویز کرد که در حالت ایده‌آل با درمانگر شما برای ایجاد یک برنامه درمانی همکاری می‌کند.

در مجموع، ERP و دارو به عنوان درمان‌های «خط اول» برای OCD در نظر گرفته می‌شوند. به عبارت دیگر، از اینجا شروع کنید! حدود 70 درصد از افراد از ERP و/یا دارو برای OCD بهره مند می شوند.

اگر ERP سرپایی کار نکرده باشد چه؟ آیا گزینه های فشرده تری وجود دارد؟

بله. اگر شما یا یکی از عزیزانتان درمان سرپایی سنتی را امتحان کرده اید و می خواهید سطح مراقبت شدیدتری را امتحان کنید، گزینه هایی وجود دارد. IOCDF فهرست منابعی از مراکز درمان فشرده، کلینیک‌های سرپایی تخصصی و درمانگرانی که این سطوح مختلف خدمات را برای OCD ارائه می‌کنند، نگه می‌دارد. موارد زیر گزینه های درمانی را از کم شدت تا شدیدترین فهرست می کند:

  • سرپایی سنتی – بیماران برای جلسات انفرادی به یک درمانگر مراجعه می‌کنند که معمولاً یک یا دو بار در هفته به مدت 45 تا 50 دقیقه توصیه می‌شود. (اکثر درمانگران در فهرست منابع و همچنین «کلینیک های سرپایی تخصصی» این نوع درمان را ارائه می دهند).
  • بیماران سرپایی فشرده - بیماران ممکن است در گروه ها و یک جلسه انفرادی در روز چندین روز در هفته شرکت کنند. کلینیک هایی که به عنوان "برنامه های درمانی فشرده" در فهرست منابع تعیین شده اند، این سطح از درمان را ارائه می دهند.
  • برنامه روز - بیماران در طول روز (معمولاً درمان گروهی و فردی) در یک مرکز درمانی سلامت روان معمولاً از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر تا پنج روز در هفته به درمان می پردازند. بسیاری از کلینیک‌هایی که به‌عنوان «برنامه‌های درمان فشرده» در فهرست منابع تعیین شده‌اند، این سطح از درمان را ارائه می‌کنند.
  • بستری جزئی - مانند برنامه روز اما بیماران در درمان در بیمارستان سلامت روان شرکت می کنند. چندین کلینیک که به عنوان "برنامه های درمانی فشرده" در فهرست منابع تعیین شده اند، این سطح از درمان را ارائه می دهند.
  • اقامتی - بیماران در حالی که به طور داوطلبانه در یک مرکز درمانی بهداشت روانی یا بیمارستانی که قفل آن باز نشده است، درمان می شوند. کلینیک هایی که در فهرست منابع به عنوان "مسکونی" تعیین شده اند، این سطح از درمان را ارائه می دهند.
  • بستری - این بالاترین سطح مراقبت برای یک وضعیت سلامت روان است. درمان بر روی یک واحد قفل شده در یک بیمارستان سلامت روان به صورت داوطلبانه یا گاهی غیر ارادی انجام می شود. بیماران در صورتی که قادر به مراقبت از خود نباشند یا برای خود یا دیگران خطرناک باشند، در این سطح مراقبت پذیرفته می شوند. اهداف درمان بستری تثبیت بیمار است که معمولاً چند روز تا یک هفته طول می کشد و سپس بیمار را به سطح پایین تر مراقبت منتقل می کند.درمان اختلال وسواس اجباری
 

گزینه های درمانی اضافی برای OCD

سایر توصیه‌های راهنمای عمل APA، به تحقیقاتی اشاره می‌کنند که نشان می‌دهد ERP ارائه شده در قالب گروهی ، و همچنین درمان ERP ارائه شده از طریق ویدئو کنفرانس (تلتراپی) ممکن است مؤثر باشد. همچنین، برخی تحقیقات جدید امیدوارکننده وجود دارد که نشان می‌دهد درمان پذیرش و تعهد ممکن است برای OCD مفید باشد.

 

IOCDF از تحقیق و پیشرفت درمان‌های سلامت روان حمایت می‌کند و فعالانه از آن حمایت می‌کند و پتانسیل درمان شناختی رفتاری مبتنی بر استنتاج (I-CBT) را به عنوان یک مداخله نوظهور تصدیق می‌کند. شواهد اولیه ارائه شده توسط توسعه دهندگان آن و گزارش های حکایتی از پزشکان که از I-CBT پشتیبانی می کنند، امیدوارکننده هستند. با این حال، نیاز به مطالعات و داده‌های علمی گسترده‌تر، دقیق‌تر کنترل‌شده، مستقل و متنوع‌تر برای تایید اثربخشی، مکانیسم‌های عمل و عملکرد آن در مقایسه با رویکردهای درمانی شناخته‌شده‌تر وجود دارد. پایه شواهد برای ICBT هنوز در نقطه ای نیست که جامعه علمی OCD بتواند I-CBT را خط اول درمان این اختلال در نظر بگیرد. IOCDF به نظارت بر چگونگی این مطالعات بالینی ادامه خواهد داد و اطلاعات به روز را در صورت دسترسی به جامعه ما ارائه خواهد کرد.